حضرت عباس

مورّخان نوشتند: روزی که عباس در دامن پدر بود، امام آستین های او را کنار زد و در حال اندوه و گریه از بازوان فرزندش بوسه برداشت. امّ البنین سخت حیرت زده شد و از علت این کار پرسید. گویا حضرت در پاسخ فرمود:
«به یاد صحنه های غم انگیز کربلا افتادم و به سرنوشت این داستان گریستم.»
امّ البنین توضیح خواست و امام واقعه کربلا را به تفصیل بیان کرد و سپس خطاب به همسرش فرمود: فرزندت عباس نزد خدای تبارک و تعالی منزلی بس بزرگ خواهد داشت و در عوض این دستان بریده شده، دو بال به او هدیه خواهد شد که در بهشت پرواز کند و با ملائک همراز شود. امّ البنین وقتی این خبر را شنید از سرنوشت دلبندش خرسند شد.





کربلا
کعبه عشق است و من اندر احرام                   شد در این قبله عشّاق، دو تا تقصیرم

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد                    چشم من داد از ان آبِ روان، تصویرم

باید این دیده و این دست دهم قربانی                           تا که تکمیل شود حجّ من و تقدیرم