محرم...!

دلم برای روضه تنگ شده....

یه روضه خوب...

شاید بگم دلم برای محرم تنگ شده.....

محرم............

چه لذتی........

چه عشقیه این محرم..........

دلم برای سیاهی هیئت...

نذری....

سینه زنی...

اشک تنگ شده....

اون روز ها بهترین روز های سال اند....

روز هایی که من جز غم حسینم غم دیگه ای ندارم.....

شبا بیداری....

روزا سینه زنی...

ماتم.....

اه.........


دلم برای جنوب...

شلمچه...فکه...طلائیه تنگ شده...

انقدر الوده شدم که نیاز دارم برم جنوب و خودمو پاک کنم.....

پیش داداشام....

ازشون طلب بخشش کنم....

اصلا من 2 ماه سر مزار شهدا نرفتم!!!!!!!!

دلم برای اخلاص تنگ شده....

هوایی پاک میخواهم...

دور از ریا و گناه....

شب زنده داری های منطقه....

روضه های مادر....

خادمی....

دلم برای چفیه انداختن و پا برهنه راه رفتن روی خاکا تنگ شده...

دلم برای سرود های دسته جمعی....

نسیمی جان فضا میاید...

               سوی کرب و بلا میاید....

اه.................

اللهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود.....

                                  اللهم ارزقنی توفیق شهادة فی سبیلک..