دلتنگ کربلا//زائر اربعین ع.پ.ا

کربلا ای کاش من مسافرت بودم

ارسال نظر

سلام بر مشتاقان زیارت اربابم حسین(ع)

ای کاش دوباره نصیبمان شود زیارت اربعین

پای پیاده از نجف تاااااااا کربلا

خویش را زائر اربعین نام نهاده ام

چونکه لحظه تولدم شـــــــــــــــــــد پای پیاده

اربعین سمت کربلا

میدانم که بعد خواندن مطالب اشکهایتان جاری میشود.

یا که دلهایتان میشکند.

وبلاک دلتنگ کربلا یه مجلس روضه مجازیه

امید است که نظرات شما منو یاری کنه.

و در به روز رسانی و ارسال مطلب تازه و سوزناک تشویق کنه.

عزیزان اگر مطلب سوزناک در وصف اهل بیت (ع) دارید لطفا با اسم برای بنده ارسال کنید تا در وبلاک دلتنگ کربلا منتشر کنم.

دعا کنید که اربعین همه پای پیاده

هروله کنان ....ذکر کنان....مویه کنان....به سرزنان

حسیـــــــــــــن

حسیـــــن

سمت حرم ارباب....... حرم ساقی کربلا

ان شاء الله بین الحرمیـــن


مدیر وبلاک دلتنگ کربلا:زائر اربعین....ع.پ.ا


۲۶ تیر ۹۴ ، ۱۹:۱۶ ۲۵ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

الحمدالله

" ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریتنا قره اعین و جعلنا للمتقین اماما... "


هیچ اتفاقی در دنیا مهمتر از انتخاب یک همسفر برای بقیه عمر نیست


و خدا را شکر میکنم که با عنایت حضرت ولی عصر و خانم فاطمه الزهرا (س) و حضرت اباعبدلله و شهدا این انتخاب ما آسمانی بود.


شکر خدا را که بهترین بنده اش اش را  به امانت دستم داد.



۳۱ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۴۶ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

پی شهادتم منِ شکسته بال و پَر

آخرین خط وصال دل من این است...که به خاکم بسپارند کنار شهدا

هوایی این روزای من هوای سنگره

یه حسی روحمو تا زینبیه می بره

تا کی باید بشینمو خدا خدا کنم

به عکس صورت شهیدامون نگاه کنم

حالا که من نبودم اون روزا تو کربلا

بی بی بذار بشم برای تو فدا

درسته که من آدم بدی شدم ولی

هنوز یه غیرتی دارم رو دختر علی

باید برای اینکه جونمو فدا کنم

به حضرت علی اکبر اقتدا کنم

چی مشیه پرچم حرم برام کفن بشه

سلام به بی بی شهادتین من بشه

۲۳ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ …….


ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ! ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﻭ ﭼﺮﺍ ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ …….

ﻭ ﮔﺮ ﺩﺭ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ،ﺗﮑﯿﻪ ﺟﺰ ﺑﺮﮐﺒﺮﯾﺎ ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ ……

ﺍﮔﺮ ﺟﺰ ﺑﺮ ﺗﻮ؛ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﻟﺬﺕﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ …….

ﻭﮔﺮ ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﺎﻥ ﻣﺒﺘﻼ ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ …….

ﺍﮔﺮ ﺍﺳﻤﯽ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻧﻢ ،

ﻣﻦ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﻢ .……

ﻭ ﮔﺮ ﺩﺭ ﻧﯿﮏ ﺭﻭﺯﯼ؛ﻏﻔﻠﺖ ﺍﺯﺷﮑﺮ ﻭ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ …….

ﺍﮔﺮ ﻟﻐﺰﯾﺪﻩ ﮔﺎﻫﯽ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﭘﺎﯾﻢ ، ﺑﺒﺨﺸﺎﯾﻢ.

ﻭ ﮔﺮ ﺍﺯ ﻓﺮﺵ ﺯﯾﺮﻡ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﭘﺎﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮐﺮﺩﻡ ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ …….

ﻣﻦ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ

ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ......

ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺗﻮﯾﯽ ﻋﺸﻖ ﺁﻓﺮﯾﻨﺎ،ﻣﻦ ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ...

۲۳ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۵۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

باز هوایی شدم

دلنویسم با اشک

۱۲ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۵۱ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

رسانه تخصصی فقه و احکام

با عرض سلام خدمت شما دوستان محترم
لینک کانال رسانه تخصصی  فقه  و احکام را خدمت شما اعلام می کنیم
رویکردی جدید در ارئه مسائل شرعی شامل:
1- نظرات مراجع مختلف در مسائل گوناگون
2- مسائل روز
3- احکام تصویری
4- نکات انجام دستورات شرعی
5- پاسخ گویی به سوالات احکام
لطفا به دوستان خود معرفی کنید
با تشکر
یا علی
التماس دعا
ع.پ.ا


رسانه تخصصی فقه و احکام

لینک عضویت👇👇👇
https://telegram.me/talabebasir

ارتباط با مدیر کانال و 🆔 پرسش و پاسخ👇👇👇
@talabe_basir

۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۴:۴۴ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

کربلا را چگونه ساختی

*بسم رب الحسین(ع)*

 

آقای خوبی ها!!!

کربلا را چگونه ساختی که اینگونه آرام میکند هر دل بی دل را

وقتی قدم به خاکش میگذاری؟!

آقای مهربانم!!!!

کربلا چگونه است که به دست فراموشی می‌سپارد تمام غم و غصه های دنیا را و تمام غصه ات میشود دیدن حرم و ضریح و.... 

کاش میشد بیاییم و بمانیم و.... 

 

دلتنگم.....!!!!

۱۷ مهر ۹۵ ، ۱۷:۰۴ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

دعا کنید که بتونم به زودی ....

گر نیایی...

«گر نیایی فقیر می میرم»

مثل دنیا حقیر می میرم

چون کبوتر که در قفس حبس است

تک و تنها اسیر می میرم

ای شکوه ترنم باران

در فراقت کویر می میرم

توی شهر دلم زمین لرزه است

زیر آوار پیر می میرم

بی تو زجرآور است جان کندن!

وای بر من؛ چه دیر می میرم!

تو بیا، می خورم قسم به خدا

چون بگویی بمیر، می میرم

«مهدیا» ای تمام هستی من

گر نیایی فقیر می میرم


دوستان عزیزم سال نو را به همه شما تبریک عرض میکنم و سالی پر از موفقیت ، پیشرفت و سلامتی و شادی برایتان آرزو میکنم...

عزیزانم از اینکه نمیتونم وبگاه رو مثل گذشته اپدیت کنم ببخشید ............

دعا کنید که بتونم به زودی باز بتونم برگردم کنار شما...............

یا علی(ع)

التماس دعا

ع.پ.ا


۰۱ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۵۵ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

وای مادرم ...

الهی بشکنه دستت مغیره
الهی بشکنه دستت مغیره
وای مادرم ....وای مادرم ...وای مادرم ...وای مادرم














۰۶ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۲۲ ۱۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

خاطره ای از اربعین

خاطره ای از اربعین

♡❤

یک پارچه سفید بود.

پهنش کرده بودند وسط جاده!


به بچه‌ها گفتم:

‌«از روش بپرید که کثیف نشه.»

«لابد مال یکی از همین موکب‌هاس؛ باد با خودش آورده.»


داشتیم یکی یکی از روی پارچه می‌پریدیم که یک نفر بدو بدو آمد،

دستمان را گرفت و از روی پارچه ردمان کرد!


تازه فهمیدم که پارچه را باد نیاورده،


مرد عرب کفنش را زیر پای زائران اباعبدالله علیه‌السّلام پهن کرده است.

۲۸ بهمن ۹۴ ، ۰۸:۳۰ ۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟


بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟


گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟


براش یه مثال زدم:

گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟

بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه


گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود

روسری اش رو کشید جلو


با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!


خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره

می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه.

آجرکم الله یا صاحب الزمان

۲۱ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۳۴ ۱۱ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

به کوری چشم دشمنان دستش را می گیریم وارد بهشت میکنیم

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند آقاجان:

اگر شیعه ای از شما گنه کار باشد موقع عذاب وسوزاندن آن مومن در آن دنیا باعث خوشحالی دشمنان شما میشود وآبروی شما می رود..

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: ما در همین دنیا به شیعیان کمک می کنیم که توبه کنند.. گفتند آقاجان اگه گناهاش زیاد بود چی ؟

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:موقع جان دادن عزراییل بر او سخت میگیردتا گناهانش پاک شود..گفتند آقاجان اگرگناهانش خیلی بیشتر از اینها باشد چه میشود؟ آقا فرمودند آنقدر در برزخ نگاه داشته میشودتا بخشیده شود. گفتند یابن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) اگر باز هم گناهانش بیشتر از این حرفها بود آن وقت چه میشود. راوی میگویددر این لحظه دیدم امام صادق (علیه السلام) عصبانی شدند و دو زانو نشستند و فرمودند به کوری چشم دشمنان دستش را می گیریم وارد بهشت میکنیم

بحارالانوارجلد۹۳صفحه
۱۶ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۴۸ ۱۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱
زائر اربعین.... ع.پ.ا

مدافع حرم




فکر میکنم که من لیاقت شهادت را ندارم...

شهدا بی گناهند...

اما من گناهکار دوست دارم شهید بشوم...

شهادت همت میخواهد

شهادت لیاقت میخواهد

من هیچکدام را ندارم و به حال خود تاسف میخورم...


۱۲ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۴۰ ۱۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

1356167757813900_large.jpg

.

.

.

.

دلتنگم...


دلتنگ کربلا

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

 

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

 

به یاد چایی شیرین کربلایی‌ها

لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد

 

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد

 

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

۰۸ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۰۲ ۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

اصلا نمیشود

ما پای لطف فاطمه شرمندگی کنیم . . .

ارباب ما حسیـــــــــــــــــن و فقط بندگی کنیم . . .

اصلا نمیشود که شب جمعه ای ز عمر . . .

بی شور و حال کرب و بلا زندگی کنیم


۰۷ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۱۶ ۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

نفس بی یاد لیلایم حرام است!

تمام حرف مجنون یک کلام است

                            نفس بی یاد لیلایم حرام است!


دل هرکی یه یـــاری داره....

یــار دل ما حســـــــــــینه!!

۰۴ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۱۸ ۱۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟


روی قبرم بنویسید که خواهر بودم

سال ها منتظر روی برادر بودم

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است

این همه راه بیایم، تو نیایی سخت است

یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم

سال ها می شود از پیرهنش بی خبرم

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم

با تنی خسته و با قد خمیده رفتم

بنویسید همه دور و برم ریخته اند

چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

چقدر مردم این شهر، ولایی خوبند

که سرم را نشکستند، خدایی خوبند

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد

به خداوند قسم بال و پرم سنگ نخورد

چادرم دور و برم بود و به پایی نگرفت

معجرم روی سرم بود و به جایی نگرفت

من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟

من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟

بنویسید که عشّاق همه مال هم اند

هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید

من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید...

روی قبرش بنویسید برادر بوده

سال ها منتظر دیدن خواهر بوده

۰۱ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۵۹ ۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

با نوای کاروان، از نو بخوان آهنگران ...

متنی خواندنی  پیرامون شهدای مدافع حرم


در  کلافه ام . دنبال تسبیحم می گردم با آن دانه های سبز آرامش بخشش که لای انگشتانم بپیچم صد دانه سبز عزیز را ... کمی دراز میکشم . چشمانم را می بندم . سعی می کنم ذهنم را از این همه بی قراری و دلتنگی و دلواپسی رها کنم . اولین دانه را می اندازم ... «لا معبود سواک ، یا غیاث المستغیثین »، اولین قطره اشک جاری می شود و من دومین دانه تسبیح را می اندازم ... «لا معبود سواک ، یا غیاث المستغیثین »، دومین قطره ی اشک و من سومین دانه تسبیح را ... « لا معبود سواک ، یا غیاث المستغیثین »... حالا اشک های چشمم با زمزمه هایم همراه شده اند و همراه با دانه های تسبیح یکی یکی می افتند... «لا معبود سواک ، یا غیاث المستغیثین »؛ جایی خوانده ام که این ذکر بر لب سیدالشهدا در گودال قتلگاه بود و من امشب با زبان ارباب با خدا حرف می زنم ؛ زبان ارباب ...


 ساعت به وقت اذان مغرب است که نماز را می خوانم و بیرون می زنم از دل این همه هیاهو و آشوب به سمت «بهشت» . بهشت شهدا ...
شب است اما سیاهی چادرش را می بینم در قطعه ای که چراغانی است و گوشه گوشه اش را حجله بسته اند. حدس می زنم خودش باشد ؛ «همسر شهید مدافع حرم» ؛ زنی که مدت هاست او را شب و روز در این بهشت می بینم . هروقت می آیم ، او هم هست . امشب هم اینجاست ؛ کنار مزار همسرش ؛ «همسری» که «در خون خفته تا نگذارد نخل زینبی خم گردد» . از این «به خاک خفته های باغیرت» این روزها زیاد به شهر می آورند ... کنارش می نشینم . بی مقدمه می پرسم « لابد خیلی دوستش داشتی که همیشه اینجایی؟» جواب می دهد: « همه ی زندگیم بود» . می پرسم «چطور از همه زندگیت گذشتی ؟» و زن جوان، امشب در دل سکوت بهشت شهر من ، برایم قصه ای تعریف می کند از «جهاد»؛ و من امشب «جهاد» را یک جور دیگر می شناسم . برایم قصه می گوید . قصه ی مادری که بر سر جنازه همسرش «عماد» نه شیون کرد و نه از پا نشست . گفت : « عماد من شهیدت کردند ولی کسی سر از تنت جدا نکرد » و بعدتر وقتی جنازه «جهاد»ش را مقابل چشمانش در قبر گذاشتند ، باز هم کسی ندید این زن بر سر و صورت بزند یا از پا بیفتد . کنار جنازه جهاد نشست و گفت : «شهیدت کردند پسرم ولی اربا اربا نشدی» ... همسر شهید مدافع حرم می گوید « و من صبر زینبی را از این زن یاد گرفتم و شهادت همه ی زندگیم را تاب آوردم» ... این جمله ی آخری را وقتی می گوید که با گوشه ی چادرش ، اشک هایش را پاک می کند.  


کمی آن سوتر از ما ، نوای آشنایی به گوش می رسد . صدای «میثم» است ؛ «آهنگران این نسل» ...
زن جوان از غصه هایش برایم می گوید . حرف که به «آهنگران» و «مطیعی» می رسد ، می شود افسوس را در چشمانش دید . آن قدر سن و سال ندارد که روزهای جنگ و خون و آتش را به یاد بیاورد اما می گوید «شنیده ام آن روزها پدر و مادرهای شهدا خودشان علم زنده ماندن فرهنگ جهاد و شهادت را بدست می گرفتند و اجازه نمی دادند خون شهیدشان پایمال شود ولی حالا برخی پدر و مادرهای شهدای مدافع حرم ، یقه عروس را می گیرند که چرا اجازه دادی پسرمان راهی شود ؟» می گوید «دوستی دارم که همسرش بی قرار رفتن و دفاع از حرم است اما پدر و مادر همسرش گفته اند اگر اجازه بدهی برود ، حلالت نمی کنیم !» می گوید «دلمان آتش می گیرد وقتی غیرت همسران و پدران ما را که در راه دفاع از حرم ناموس امیرالمومنین به شهادت رسیدند ، با متر و معیار «پول» اندازه می گیرند و هرکس می رسد ، می پرسد : «چقدر گرفت که رفت ؟ حالا که شهید شده چقدر می گیرید؟!» 


زن جوان این ها را می گوید و من از خودم سوال می کنم چه کسی به خاطر پول حاضر است جانش را کف دستش بگذارد و برود بایستد روبروی تیر مستقیم دشمن ؛ آن هم دشمن تکفیری که رحم و مروت سرش نمی شود ؟ یادم می آید این حرفها ، این نیش و کنایات ، این زخم زبان های جگرسوز ، سابقه ای دارد به اندازه تمام این سی و اندی سالی که از جنگ می گذرد ؛ برای یادآوری اش ، یک بار دیدن «آژانس» ابراهیم کفایت می کند یا نه کمی قبل ترش... یا نه ...کمی بعدترش ...همه ی روزهایی که «شعور» را از «شور» گرفتند تا جبهه رفتن جوانان باغیرت این آب و خاک را به نوحه های «آهنگران» وصله پینه کنند ، یا همه ی روز و شب هایی که دل بچه های شهدا را با همین زخم زبان ها ، با سهمیه های گرفته و نگرفته ، با بورسیه های داده شده و داده نشده ، شکستند و خم به ابرو نیاوردند . یکی نبود بپرسد کدام سهمیه و بورسیه می تواند جای خالی «پدر» را پر کند برای کودکی که تمام سهمش از «بابا» ، «بوی باروت» بود و یک «سنگ مزار» ؟


درد و دل های همسر شهید مدافع حرم تمام می شود ولی شک ندارم سینه اش هنوز مالامال درد است و تنگ از زمانه و زخم زبان ها و بی مهری ها ...بهشت شهدای شهر هرروز روشن تر از روز قبل می شود . این بهشت حالا نه فقط مامن پهلوانان نسل قدیم که جایگاه پهلوانانی از همین نسل جدید است . «عباس» هایی که طاقت نداشتند ببینند یک آجر از حریم «زینب» کم شود .  اینجا که من نشسته ام ، مزار شیرمردانی است که آبرو به شهر من دادند... 
بلند می شوم که برگردم . دلم آرام شده است . حالا خجالت می کشم از این که حرف از دلتنگی بزنم . اصلا از خودم می پرسم خجالت نمی کشی ؟ که آن قدر غرق دنیایی شده ای که برای خودت ساخته ای ...؟ 
که یادت رفته غم های خیلی خیلی خیلی بزرگ ما هم به پای غم های «سه ساله نازدانه کربلا» نمی رسد ؟ که گودی قتلگاه و نگرانی اهل حرم کجا و دلتنگی تو کجا ...؟! ذره در برابر دریا ...
و این همان آرامش است . 


حسین جان ! تو خود خود آرامشی مثل همیشه و من هنوز ...
سوار ماشین می شوم . می دانم هنوز «غیرت» زنده است . دلم خوش است هنوز هم مادران و پدرانی هستند که خودشان آب و قرآن می آورند و پاره های تنشان را راهی می کنند . مادرهای عاشق پرور در هرگوشه ی این مَردستان از ایران تا افغانستان . امشب پر از مثنوی های ناگفته ام . با نوای کاروان ، از نو بخوان «آهنگران» ... تسبیح هنوز دستم است و به آخر می رسد ، اشک هایم را روی صورتم پخش می کنم و سلام می دهم : 
صلی الله علیک یا اباعبدالله ، بابی انت و امی یا ثارالله
۰۱ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۰۸ ۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

پست ویژه مدیر وبلاک

دلتنک کربلا // زائر اربعین

ع.پ.ا


















ع.پ.ا

۲۲ دی ۹۴ ، ۱۲:۳۶ ۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

این را دیشب از کفــــــــــــ پــــــای مــــــادرم فهمیدم



این را دیشب از کفــــــــــــ پــــــای مــــــادرم فهمیدم

نمےتوانم کلامے در مورد اش بنویسم

و عاجزم فقط از خدا مےخواهم کہ :

خـدایا بالاتر از بهشت هم دارے..؟

برای زیر پاے « مــــــــادرم » مے خواهم ... (!)



یک متن زیبا در ارسال نظر برای ((مادر)) ارسال کن بهترین متن به همراه اسم فرستنده در وبلاک انتشار داده میشود......

منتظر نظرات شما هستم ......

۲۰ دی ۹۴ ، ۲۲:۱۳ ۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا

محبوب من…


ألْـسَـلامُ عَـلَـیْـکَ یٰـا صـٰاحِـبْ ألْـزَمٰـان
.
کی میایی آقـــــا؟؟!!

بیا که مردم زمانه من
کم‌کم فراموش کردند خدایشان را
بیا که اینجا دیگر خدا کم‌کم برای زنان و مردان بی‌معنا شده...
اینجا
عشق به گونه‌ای دیگر تفسیر می‌شود
بیا که آمدنت یعنی آرامش بی‌قید وشرط من
در این نا آرامی دلم

محبوب من…

کم گذاشتم برایت
معصیتها کردم
تو را گریاندم با کارهایم
عفو بفرما
قلبم
به عشق شما مـی‌تــ♥️ـــپــد...
مولای من
می‌بینی مرا که هنوز سردرگمم
در مسیرم
در هدفم
در انتخابم
من کم آوردم
درتصمیمم
من وامانده‌ام
از این تقدیر
از هیاهوی این دنیای وانفســـا...
چه شد که این شدم
چه شد که شک جای یقین را گرفت
کمک کن این زنگار که بر دل حقیر نشسته
زدوده شود
تا شاید آرام گردد
تا شاید بیابد مسیر گمشده ی خود را...

اللهم عجل لولیک فرج

۱۸ دی ۹۴ ، ۱۹:۳۹ ۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
زائر اربعین.... ع.پ.ا